جنبش حماس پویایی و تحول
اعتراضات همه جانبه مردمی در سرتاسر خاورمیانه و شمال آفریقاکه از اواخر سال 2011 به راه افتاد، اثر خودرادر منطقه به جای گذاشتهاند. اگرچه وضعیت سیاسی فلسطین نشان میدهد که این طوفان را پشت سر گذاشته اما این وضعیت، بدون تأثیرهم نبوده است. حماس، گروه اسلامگرای فلسطینی و حاکم نوار غزه، به صورت مشخص تحت تأثیر این تحولات منطقهای قرار گرفته است. این مقاله، کشمکشها و تحرکات داخلی حماس را از ابتدا تا آخرین وضعیت فعلی بررسی میکند.
حماس و فتح : آغاز بحران
حماس در سال 1987 به عنوان یک جنبش مقاومت برای آزادسازی فلسطین از سلطه رژیم صهیونیستی تأسیس شد. ریشههای جنبش مقاومت اسلامی (حماس) به گروه اخوان المسلمین برمیگردد که در دهه 1950 در نوار غزه فعال شده بود. حماس در انتفاضه اول در سالهای 1993-1987 و انتفاضه دوم در سالهای 2005-2000 نقش آفرینی کرد در حالیکه از موضع خود علیه توافقنامه صلح اسلو بین فلسطین و رژیم صهیونیستی حمایت کرد. حماس در دو دهه اول، به استراتژی مقاومت پایبند ماند. پایبندی حماس به این رویکرد، دلیل مهمی بر بیرون رفتن رژیم صهیونیستی از غزه در سال 2005 و شکست رژیم صهیونیستی در بمباران نوار غزه در سال های 2008 و 2009بود. با آغاز انتخابات مجلس قانون گذاری فلسطین در ژانویه 2006، حماس از یک جنبش مقاومت به حزبی سیاسی تغییر شکل داد و با عنوان «فهرست تغییر و اصلاح» در انتخابات شرکت کرد. حماس با کسب 9/42% آرا، 74 کرسی از 132 کرسی را از آن خود کرد. جامعه بین الملل و رژیم صهیونیستی با قطع رابطه و تحریم اقتصادی، نسبت به دولت حماس واکنش نشان داده و همه کمکهای خارجی را به سرزمینهای اشغالی قطع کردند. انتخابات سال 2006، نقطه آغاز افزایش تنش میان حماس و محمود عباس، رهبر فتح و رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین بود. جنبش فتح به دنبال انتخابات مجلس، سیاست آدم ربایی و ترور علیه حماس را آغاز کرد و حماس نیز در مقابل این موضوع واکنش نشان داد. در 15 دسامبر 2006، محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان، خواستار برگزاری انتخابات پارلمانی کامل شد که حماس آن را به عنوان حرکتی غیر قانونی محکوم کرد. دولتهای منطقهای برای خاتمه دادن به این بحران، مداخله کردند. این مداخله به «توافقنامه 2007 مکه» میان حماس و فتح منجرشد تا یک دولت وحدت ملی تأسیس کنند. پس از این توافقات، حوادث ژوئن 2007 رخ داد و حماس مجبورشد با تهاجم نظامی، از حمله ناگهانی و نافرجام فتح در نوار غزه جلوگیری کند. اگرچه محمد دحلان یکی از رهبران خودکامه فتح، این حملات را هدایت میکرد ولی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی و بعضی کشورهای عربی، آنرا برنامهریزی و تشویق کرده بودند. در نتیجه، اراضی فلسطین از لحاظ سیاسی و جغرافیایی به نوار غزه تحت حاکمیت حماس و کرانه باختری تحت کنترل فتح، تقسیم شد.
حماس : ساختار داخلی
انتخابات داخلی حماس، معمولاً هر 4 سال یکبار، برای انتخاب اعضای دفتر سیاسی حماس و دیگر ردههای سیاسی جنبش، انجام میگیرد. دفتر سیاسی، قوه مجریه حماس و عهدهدار استراتژی مجلس شورا و تعیینکننده گرایش سیاسی جنبش نیز میباشد. مجلس شورا نیز دفتر سیاسی را انتخاب میکند. قدرت مجلس به خاطر پراکندگی جغرافیایی در رهبری حماس و وابستگی سیاسی و مالی به رهبری حماس در خارج که مدیر جمع آوری وجوهات برای جنبش می باشد، تحلیل رفته است و توانایی کنترل وتوزیع وجوهات، قدرت مالی و سرپرستی جنبش را عملاً به رهبری حماس در خارج میدهد. خالد مشعل، رهبر حماس خارج، ملاقات با دولتهای خارجی و دیگر احزاب سراسر جهان را اداره میکند اما رئیس دفتر سیاسی جنبش نیست. به خاطر تدابیر امنیتی، نام رئیس دفتر سیاسی مخفی نگه داشته میشود تا مانع ترور وی توسط رژیم صهیونیستی شود. ریشه این اقدام، ترور عبدالعزیز رنتیسی توسط رژیم صهیونیستی در 17 آوریل 2004 میباشد. رنتیسی، سه هفته پس از شهادت شیخ احمد یاسین که رژیم صهیونیستی او را در 22 مارس 2004 ترور کرده بود، به عنوان رئیس جنبش معرفی شد. امروز، رهبری حماس در نوار غزه (اسماعیل هنیه) و رهبری خارجی این جنبش (مشعل)، دو ساختار مهم جنبش هستند. طرفداران حماس در کرانه باختری به خاطر سرکوب و دستگیری توسط رژیم صهیونیستی و همدستانش در نیروهای امنیتی فلسطین، منزوی شده اند. طرفداران جنبش حماس در داخل زندانهای رژیم صهیونیستی نیز وضعیتی مشابه کرانه باختری دارند. با مبادله 1027 زندانی فلسطینی در قبال آزادی گیلاد شالیت، سرباز اسیر شده اسرائیلی، تعداد بازداشت شدگان نسبت به سال 2011، کاهش یافته است.
حماس : کشمکش داخلی
بقای جنبش حماس به شدت، وابسته به وحدت و یکپارچگی است. ساختارهای مختلف در جنبش حماس، مستقل می اندیشند و عمل میکنند. تحولات اخیر منطقه، شکاف داخلی درون دو ساختار مهم جنبش را تشدید کرده است. اما با این وجود، چندین موضوع مهم برای توافقات گسترده درون جنبش وجود دارد. دوستی حماس با جامعه بینالمللی یکی از موارد مهم توافق به حساب میآید. اعضای مختلف جنبش، خواسته خود مبنی بر اینکه جامعه بینالمللی حماس را به رسمیت بشناسد، مکرراً اعلام کرده اند. در می 2011، مراسمی به افتخار توافقنامه آشتی ملی میان حماس و فتح، برگزار شد. مشعل در این مراسم اعلام کرد حماس، خواستار «تاسیس کشور فلسطین مقتدر و مستقل در کرانه باختری و نوار غزه به پایتختی بیت المقدس است.» این دولت باید در مرزهای ژوئن 1967 تشکیل شود که جامعه بینالمللی و تشکیلات خودگردان به عنوان مبنای مذاکره پذیرفتهاند. دکتر احمد یوسف، مشاور سابق اسماعیل هنیه و از اعضای حماس، در رایزنیهایی که با جامعه بینالمللی داشته است، دیدگاه رهبری حماس را مبنی بر حمایت از آتش بس موقت با رژیم صهیونیستی ارائه کرده و در مقابل، تاسیس کشور فلسطینی در کرانه باختری و نوار غزه را یادآور شده است. به همین دلیل است که جنبش حماس تا حد زیادی از راهبردی سیاسی به جای مقاومت مسلحانه، حمایت میکند. رهبران حماس در غزه، از مشعل به خاطر استفاده از اصطلاح «مقاومت ملی» که پایان خشونت را نشان میداد، انتقاد کردند و این در حالی بود که رهبران حماس خارج، این ادعا را که حماس بر کنار گذاشتن مقاومت مسلحانه تأکید دارد، تکذیب کرده اند. در حقیقت، جنبش حماس، همه اشکال مقاومت مسلحانه علیه رژیم صهیونیستی را پس از حاکمیت بر نوار غزه در سال 2007 متوقف کرده است. حماس تلاش کرده است تا از مقاومت در نوار غزه جلوگیری کند و حتی تلاش گروههایی را که به سمت رژیم صهیونیستی موشک شلیک میکنند متوقف ساخته و در برخی موارد آنها را بازداشت میکند. در حمله رژیم صهیونیستی در مارس 2012، جهاد اسلامی، جبهه خلق برای آزادی فلسطین و دیگر گروههای کوچک در واکنش به بمباران رژیم صهیونیستی، موشکهایی را شلیک کردند. جنبش حماس، اعتراضات مسالمتآمیز داخل غزه را که میتواند یک تهدید برای جنبش به حساب آید تحت کنترل گرفته است. برای مثال در 30 مارس 2012، سرویسهای امنیتی حماس، تظاهرات مسالمت آمیزی را در «روز زمین» سرکوب کردند. در این درگیریها، چندین نفرآسیب دیدند و شماری دیگر دستگیر شدند. در مارس سال گذشته ، نیروهای امنیتی حماس، به فعالان سیاسی و جنبش جوانان 15 مارس که خواستار پایان اختلافات میان فتح و حماس بودند، حمله کردند. جنبش حماس، حماس داخل را به بی ثباتی، دریافت وجوهات خارجی و تحلیل رفتن فعالیتشان، متهم ساخت. کشمکش واقعی و منشا منازعه در حماس، بر فرایند تصمیم گیریهای داخلی، استوار میباشد. این اختلافات با امضای توافق آشتی ملی بین حماس و فتح در می 2011 آغاز شد و در فوریه 2012 با امضای توافقات جدید در دوحه توسط مشعل و محمود عباس، به اوج خود رسید. اگر چه توافقات آشتی ملی در سال 2011 پایه ریزی شد، اما توافقات دوحه که پس از توافق بین گروه ها صورت پذیرفت، دومین جلسه کمیته موقت سازمان آزادیبخش برای اصلاح مجلس قانونگذاری و مجلس ملی فلسطین نامیده شد. همچنین این توافقات، مبنای شروع به کار کمیته مرکزی انتخابات به منظورآمادگی برای برگزاری انتخابات مجلس قانونگذاری و ریاست تشکیلات خودگردان و تشکیل یک دولت تکنوکرات (مستقل)، به رهبری محمود عباس در نظر گرفته شد. طبق این توافقات، محمود عباس به عنوان نخست وزیر تشکیلات خودگردان، رئیس تشکیلات خودگردان و رهبر سازمان آزادی بخش و جنبش فتح خدمت خواهد کرد. رهبری غزه، مخالفت خود را نسبت به بخش هایی از توافقات دوحه ابراز داشت. این مذاکرات برای مقامات حماس داخل که میخواستند نظریات و علایقشان در نظر گرفته شود، آزار دهنده بود. رهبران برجسته حماس در نوار غزه، شروط و خواستههایی را مطرح کردند و این در حالی بود که رهبران حماس خارج، نسبت به آشتی ملی با جنبش فتح، شروطی را خواستار بودند. پس از نشست مقامات حماس در قاهره در 22 فوریه 2012، رهبران غزه با نگاهی به توافق دوحه، خواستههایشان را افزایش دادند. آنان در حالی که به طور رسمی بر اجرای توافقات دوحه تمایل نشان دادند، اما برای از دست ندادن کنترل نظامی و نیروهای داخلی که سرویسهای امنیتی حماس آنرا را سرپرستی میکند و همچنین حفظ ساختار آن، نمیخواهد قدرت را در غزه واگذار کند و به عنوان یک معاون برای محمود عباس در نظر گرفته شود. همچنین رهبری حماس داخل درخواست کرده است که دیدار محمود عباس از نوار غزه به عنوان نخست وزیر، منوط به کسب رأی اعتماد از مجلس قانونگذاری فلسطین باشد. جالب اینکه حماس غزه، موضوع مقام محمود عباس به عنوان نخست وزیر و رئیس جمهور خودگردان را که خلاف قوانین فلسطینی است، نپذیرفته است. رهبری حماس در نوار غزه در اوایل جولای 2011 و به نشانه مخالفت با توافقات آشتی ملی، جلوی فعالیت کمیته مرکزی انتخابات را گرفت.
حماس : کنترل و بهبودی در نوار غزه
محاصره غیر قانونی رژیم صهیونیستی علیه نوار غزه، فاجعهای انسانی- اجتماعی و پیامدهای ناخوشایند اقتصادی را به همراه داشت. رژیم صهیونیستی، این قطعه کوچک را از بقیه جهان جدا کرده و تقریباً 6/1 میلیون ساکن غزه را از اجناس و لوازم بسیار ضروری شامل غذا، دارو، سوخت و حتی مواد مورد نیاز ساختمانی محروم کرده است. اولین هدف محاصره غیر قانونی، ضعیف کردن حماس بود. در حالی که این محاصره، به جنبش قدرت داد. قدرت نفوذ رهبری حماس غزه نسبت به سالهای قبل افزایش یافت زیرا حماس، نوار غزه را در دست خودگرفته است. حماس از لحاظ سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بر نوار غزه نظارت دارد. گروه مسلح و قدرتمند القسام و نیروهای امنیتی دولت حماس، دستگاه امنیتی واحدی را تشکیل دادهاند تا اراضی تحت کنترل حماس را محافظت و کمک کنند و جنبش، قدرتش را به همه بخشهای جامعه گسترش دهد. در حال حاضر، بالغ بر 1200 تونل بین نوارغزه و مصر مورد استفاده قرار میگیرد تا در مقابل محاصره غیر قانونی مقاومت کرده و برای مردم، کالاهای حیاتی و ضروری مختلف تهیه کنند. همچنین تونلها، یک منبع اقتصادی برای تامین منابع مالی حماس محسوب میشوند و کمکی در جهت تقویت قدرت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آن میباشند. علاوه بر اینها کمک مالی که متحدان حماس پرداخت میکنند و همچنین مالیاتهایی که حماس از کالاهای ورودی از طریق تونل ها به نوارغزه بدست می آورد، مقدار بودجه آنها را افزایش داده است.
حماس و بیداری اسلامی
بیداری اسلامی مخصوصاً در مصر، برای رهبران غزه مفید بوده است. حسنی مبارک، رئیس جمهور مخلوع مصر و عمر سلیمان رئیس اداره اطلاعات مصر، حامیان بزرگ تشکیلات خودگردان و عاملان محاصره نوار غزه و مخالفان حماس بودند. پیروزی اخوان المسلمین در انتخابات مجلس و ریاست جمهوری و همچنین گشایش گذرگاه رفح، خبر خوبی برای رهبران غزه بودند. به دنبال سرنگونی مبارک، منافع و درآمد اقتصادی که از تونل ها به دست میآمد به دلیل پیدایش وضعیت جدید اقتصادی در نوار غزه، کمرنگ شد. طبق گزارش بانک جهانی در سپتامبر 2011، رشد تولید ناخالص داخلی نوار غزه در شش ماه اول 2011 به 28% رسید. این امتیاز مالی در درجه اول به سود حماس بود در حالیکه فلسطینیهای غزه همچنان نیازمند به کمکهای خارجی بودند. در اواخر 2011 و اوایل 2012، اسماعیل هنیه، غزه را برای اولین بار از سال 2007 ترک کرد و مأموریت منطقهای که شامل سفر به مصر، سودان، ترکیه، تونس، قطر، بحرین، کویت، امارات متحده عربی و ایران بود را در پیش گرفت. بعضی مقامات ارشد حماس از تحولات سوریه حمایت کردهاند و این درحالی است که برخی دیگر از اعضای جنبش حماس، اغتشاشات را نه محکوم کردند و نه مستقیماً به مقابله با حکومت سوریه پرداختند. حتی جنبش حماس چندین بار برای مهار بحران، وساطت کرد و بشار اسد را به قبول اصلاحات فوری تشویق و ترغیب کرد. حمایت مردمی فلسطینیهای سرزمینهای اشغالی و آوارگان فلسطینی از تحولات سوریه، مسلماً رهبران حماس را از اتخاذ راه حل مناسب درکشمکشهای سیاسی بازداشته است. زیرا در جریان این کشمکش، رهبری حماس در دمشق، کشور سوریه را ترک کرد. اعضای حماس در چندین کشور شامل غزه، لبنان، اردن، مصر، ترکیه و قطر، متفرق شدهاند. محمود الزهار، یکی از رهبران بلند پایه حماس، در مارس 2012 پس از ملاقات با محمد عوض، وزیر امور خارجه حماس به ایران آمد. دیدارها توسط مقامات حماس به ایران پیشنهاد شد که دو طرف، بر حل اختلافات موجود در سوریه تأکید کردند.
حماس : تغییرات اساسی
پس از خروج حماس از سوریه، ایجاد روابط حسنه حماس با کشورهای خلیج فارس به عنوان یک گام پیشرو در جهت اعتدال سیاسی تعیین شد. جنبش حماس نسبتاً پس از مدتها، روابط گرمی با کشورهای خلیج فارس برقرار کرده است. این دوستی، دوره جدیدی از اتحاد و روابط حسنه نزدیکتری را که مربوط به فرایندهای انقلابی در مصر و تونس و پیشرفت اخوان المسلمین بود به دست آورد. اخوان المسلمین، خواستار شناختی از جامعه بینالمللی، مخصوصاً ایالات متحده و نظرات دولتهای امپریالیست غربی به عنوان شرکای احتمالی در اتحاد قدرتش میباشد. این موضوع، موقعیت جدیدی در منطقهایجاد کرده است که به حماس، مجموعه جدیدی از آزادیهای سیاسی را ارائه میکند. حماس به بهبودی روابط خود با مصر تحت کنترل اخوان، امید بسته است که احتمالاً می تواند برای جنبش حماس، حمایتهای بینالمللی را به همراه داشته باشد. به عبارت بهتر، خطراتی وجود دارد مبنی بر اینکه ممکن است حماس، خواستههای ملیاش را همانند جنبش فتح به جامعه بینالمللی تفهیم کند.
نتیجه گیری
در حال حاضر، حماس با واقعیتهای جدید منطقهای سازگار شده و ساختار سیاسی داخلی اش را با این شرایط پیش آمده تنظیم کرده است. هرگونه تغییرات درونی جنبش، ممکن است تغییراتی اساسی به شمار نیاید. با این وجود، جنبش حماس با چالشهایی مواجه است. مهمترین چالش، دور شدن جنبش از مقاومت به خاطر رسیدن به قدرت سیاسی است. حماس، برای بقا باید درباره اولویت هایش تجدید نظر کند پیش از آنکه سرنوشتی مانند جنبش فتح نصیبش شود. این موضوع، تنها منوط به گوش دادن و اختیار دادن به مردم فلسطین است. همچنین حماس باید به جنبش ملی فلسطین که با اعتراضات ملی در حال پیشرفت در جهان عرب همراه شده است، بپیوندد و مبارزه علیه رژیم صهیونیستی و امپریالیسم غربی را تقویت کند. بدون در نظر گرفتن این تدابیر، حماس و فلسطین، در آینده با خطرات مهم و اساسی مواجه خواهند بود.
منبع: www.muftah.org
نویسنده: جوزف داهر ترجمه محمد امیری
صفحات اجتماعی
اینستاگرام تلگرام توییتر آر اس اس