مرشایمر: «تیم دونفره» اسرائیل و آمریکا باز هم در ایران شکست خورد/ اسرائیل امروز هم به همان اندازه که در جنگ 12 روزه در برابر موشکهای ایران آسیبپذیر بود آسیبپذیر است
نظریهپرداز و تحلیلگر برجسته آمریکایی با اشاره به اعتراضات اخیر در ایران که با منشاء اقتصادی آغاز شد، تاکید کرد آنچه در ایران رخ داد، تلاش مشترک "تیم دونفره" اسرائیل و آمریکا برای تغییر نظام سیاسی در ایران بود که شکست خورد.
به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا)جان مرشایمر در تارنمای آمریکایی «آنتیوار/antiwar» نوشت: رسانههای جریان اصلی در غرب مصمم هستند که اعتراضات اخیر در ایران را صرفا یک مسئله داخلی به تصویر بکشند. مطابق این روایت، «مردم ایران به طور خودجوش علیه حکومت خود قیام کردند، چون به دلیل فساد و سوءمدیریت اقتصادی مقامات و همچنین سیاستهای سرکوبگرانهشان در تنگنا و شرایط بسیار سختی قرار گرفته بودند.» در این روایت، تقریبا تمام معترضان صلحجو بودند، اما اعتراضات آنها با خشونت حاکمیت روبهرو شد و نیروهای خارجی نیز هیچ دخلی به این اعتراضات نداشتند!
این تعبیر از آنچه در ایران رخ داد، نادرست و شواهد فراوانی در نقض آن در دست است. البته این به معنای انکار حضور شمار زیادی از معترضان صلحجو با مطالبات واقعی از حاکمیت نیست، اما این فقط بخشی از ماجرا است. در واقع، آنچه در ایران به وقوع پیوست، تلاش مشترک «تیم دونفره» اسرائیل و آمریکا برای سرنگونی نظام سیاسی در تهران و تجزیه ایران بود؛ درست به همان روشی که آمریکا، ترکیه و اسرائیل سوریه را تکهتکه کردند.
این روش یا «دستورالعمل» در ایران همان چیزی است که پیش از این نیز دیدهایم و از چهار عنصر اصلی تشکیل میشود:
عنصر نخست؛ آمریکا سالهاست که از طریق تحریمها کمر به نابودی اقتصاد ایران بسته است. در واقع، دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا پس از بازگشت به کاخ سفید در ژانویه ۲۰۲۵ (دیماه ۱۴۰۳)، این تلاشها را تشدید کرد. هدف او اعمال «فشار حداکثری» بر اقتصاد ایران بود و دقیقا هم همین کار را انجام داد. شکی نیست که مقامات سیاسی ایران در برخی زمینهها در حوزه اقتصاد سوءمدیریت داشتند اما تحریمهای غرب در مقایسه با ناکارآمدی دولت، آسیب به مراتب بیشتری وارد کردند. البته که هدف غایی تحریمها این بود که با تحمیل درد و رنج فزاینده به مردم ایران، آنها را به قیام و سرنگونی حکومت وادار کند.
عنصر دوم؛ این تیم دو نفره از اواخر دسامبر ۲۰۲۵ (اوایل دی ۱۴۰۴) شروع به تحریک و حمایت از اعتراضات خشونتآمیز کردند تا حاکمیت را مجبور به واکنش خشونتآمیز کنند و امیدوار بودند که این واکنش به چرخهای از خشونت غیر قابل مهار منجر شود. بهطور دقیقتر، مدارک و شواهد روشنی وجود دارد که ماموران موساد در کف خیابانهای ایران حضور داشتند و به طور قطع ماموران سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا(سیا) نیز همگام با آنها فعالیت میکردند. آنها با آشوبگران داخلی و محلی، یعنی همانهایی که مصمم به تخریب و ترور بودند، همکاری نزدیکی داشتند تا اعتراضات صلحآمیز را به اعتراضات خشونتآمیز تبدیل و دولت را وادار به توسل به خشونت کنند. ویدئوهای بیشماری از فعالیت این آشوبگران و تحریککنندگان داخلی در دست است.
افزون بر این، این «تیم دونفره»، پیش از شروع اعتراضات، هزاران ترمینال استارلینک را به داخل ایران ارسال کردند. در صورت اقدام دولت به قطع اینترنت و سیستم تلفن (همانطور که انتظار میرفت)، این ترمینالها به معترضان امکان میدادند با یکدیگر و با نیروهای خارجی حامیشان ارتباط برقرار کنند.
حمایت ترامپ از معترضان ایرانی طبیعی بود و جای تعجب نداشت. او ۱۳ ژانویه ۲۰۲۶ نوشت: «ایرانیان میهنپرست، به اعتراض ادامه دهید — نهادهای(دولتی) را تصرف کنید! کمک در راه است.» مایک پمپئو، نخستین رئیس سیا در دوره اول ریاست جمهوری ترامپ نیز دوم ژانویه ۲۰۲۶ گفت که «سال نو را به همه ایرانیانی که در خیابانها هستند، تبریک میگویم. همچنین به تکتک ماموران موسادی که قدم به قدم در کنارشان، آنها را همراهی میکنند.» و درست زمانی که اعتراضات در اواخر دسامبر ۲۰۲۵ آغاز شد، موساد به زبان فارسی پیامی برای ایرانیان فرستاد و نوشت: «همگی با هم به خیابانها بروید. زمانش رسیده است. ما با شماییم. نه فقط از راه دور و با حرف، بلکه در میدان کنار شماییم.»
عنصر سوم؛ رسانههای غربی با این «تیم دونفره» همراهی و این را روایت کردند که اعتراضات، نه نتیجه دخالت خارجی بلکه اساسا پاسخی به سیاستهای حکومت در تهران است(!) افزون بر این، اعتراضات صلحآمیز بودند و دولت آغازگر خشونت بود. طبیعی است که در این روایتسازی، اسرائیل و آمریکا هم آدمهای خوب داستان نشان داده شدند. این پروپاگاندا نه تنها برای جلب حمایت غربیها از اعتراضات طراحی شده بود، بلکه هدف تاثیرگذاری بر فضای داخل ایران را نیز پیگیری میکرد و روایت غالب هم این بود که رژیم به شدت بیرحم است، در عین حال، معترضان محکوم به سرنگون کردن حکومت هستند.
عنصر چهارم؛ ارتش آمریکا (و شاید هم ارتش اسرائیل) آماده بودند تا به محض رسیدن اعتراضات به نقطه اوج، به ایران حمله و کار نظام را تمام و هرجومرجی در ایران ایجاد کنند؛ هرجومرجی که امیدوار بودند به تجزیه این کشور منجر شود.
به گفته مرشایمر، اما این استراتژی شکست خورد و عمده دلیل این شکست هم این بود که حکومت ایران موفق شد تا اعتراضات را سریع و قاطعانه متوقف کند. یکی از عوامل اصلی موفقیت، قطع دسترسی به استارلینک بود که ارتباط معترضان با یکدیگر و جهان خارج را به شدت دشوار کرد. بعد از این اقدام، اعتراضات محکوم به شکست شد و هم نتانیاهو و هم ترامپ متوجه شدند که دیگر نمیتوانند با استفاده از نیروی نظامی تیر خلاص را بزنند. نظام ایران دوام آورد و پابرجا ماند.
جان کلام اینکه، کارزار تغییر رژیم «تیم دونفره» شکست خورد. اسرائیل و آمریکا این دور را به ایران باختند. البته بعید است که رسانههای اسرائیلی یا غربی این نتیجه را به این شکل و صورت نشان دهند.
اتفاقات اخیر به «جنگ ۱۲ روزه» بین ایران و این «تیم دونفره» که ۱۳ تا ۲۴ ژوئن ۲۰۲۵(خرداد ۱۴۰۴) به وقوع پیوست نیز مرتبط است. آن جنگ نیز اغلب در غرب پیروزی بزرگ اسرائیل و آمریکا به تصویر کشیده میشود. با این حال، این توصیف درباره ماحصل آن جنگ نیز دقیق نیست. به عبارت بهتر، این اسرائیل بود که بیشتر از ایران خواهان پایان جنگ ۱۲روزه شد، چون ذخایر موشکهای پدافندیاش رو به اتمام بود و در عین حال ایران در استفاده از زرادخانه بزرگ موشکهای بالستیک و کروز خود برای در هم کوبیدن اسرائیل، روز به روز مهارت بیشتری پیدا میکرد. در آن مقطع حتی برخی بر این باور بودند که ایران نباید آتشبس را میپذیرفت چرا که نسبت به اسرائیل دست بالا را داشت و کنترل را به دست گرفته بود. از نظر من، این نتیجه هیچ شباهتی به پیروزی اسرائیل ندارد.
در همین رابطه، از اخبار و روایتهای غربی و حتی خود اسرائیل مشخص است که نتانیاهو هفته گذشته (۱۴ ژانویه ۲۰۲۶) از ترامپ خواست تا ایران را بمباران نکند، زیرا میترسید که اسرائیل برای دفاع در برابر ضدحمله ایران، قوای کافی در اختیار نداشته باشد. به عبارت دیگر، اسرائیل امروز هم به همان اندازه که در ۲۴ ژوئن ۲۰۲۵ در برابر موشکهای ایران آسیبپذیر بود، آسیبپذیر است. این هم مدرک دیگری دال بر این است که اسرائیل نه در جنگ ۱۲ روزه و نه در تلاش اخیر برای تغییر رژیم در ایران، پیروز نشد.
نکته پایانی در باب جنگ ۱۲ روزه اینکه، شاید برخی اینگونه استدلال کنند که هرچند اسرائیل در جنگ مستقیم با ایران ضرر کرد اما حمله آمریکا به تاسیسات هستهای ایران در ۲۲ ژوئن ۲۰۲۵ موفقیت چشمگیری بود و نتیجه را به نفع هر دو عضو «تیم دونفره» رقم زد. باید به خاطر داشت که ترامپ ادعا کرد ارتش آمریکا تاسیسات هستهای ایران را «کاملا نابود کرده است.» اما سازمان اطلاعات دفاعی آمریکا (DIA) اندکی بعد با این ادعا مخالفت و اعلام کرد که برنامه هستهای ایران نابود نشده، بلکه فقط چند ماه به عقب افتاده است. ترامپ و متحدانش ارزیابی این نهاد را مهمل خواندند و از آن به بعد، دیگر از این سازمان چیزی درباره اثرات آن حمله نشنیدیم!
مرشایمر اضافه کرد: برایم جالب است که در اسناد عمومی، تقریبا هیچ اطلاعات معناداری دراینباره وجود ندارد که حمله ۲۲ ژوئن ۲۰۲۵ آمریکا، چه بر سر زیرساختهای هستهای ایران، بهویژه تاسیسات غنیسازی اورانیوم، و افزون بر این، بر سر ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی ایران آورد! اگر آنطور که رئیس جمهوری(ترامپ) مدعی شده، به معنای واقعی همه چیز نابود شده بود، انتظار میرفت که «تیم دونفره» این موفقیت را با دادههای حداقلی در بوق و کرنا کند و جار بزند. افزون بر این، اگر این «تیم دونفره» در جنگ ۱۲ روزه به پیروزی چشمگیریای دست یافتند، چرا این «تیم دونفره» اینقدر برای حمله دوباره به ایران هیجان دارد!؟ و اینکه ایران هماکنون برای توسعه یا تعمیر تاسیسات غنیسازیاش مشغول چه کاری است؟ این مسائل بسیار مهم هستند چون اقداماتی که «تیم دونفره» علیه ایران انجام داده است و احتمالا هم ادامهدار خواهد بود، به رهبران ایران برای تحصیل بازدارندگی هستهای، انگیزهای قوی میدهد.
در پایان این تحلیل امده است: نتیجهگیری دو بخش دارد؛ اول اینکه «تیم دونفره» نتوانست نظام ایران را سرنگون کند، هرچند قطعا از این هدف دست نکشیده است. دوم اینکه، دلایل منطقی و معتبری وجود دارد که باور کنیم اسرائیل و آمریکا در جنگ ۱۲ روزه پیروز نشدند.
انتهای پیام /ی.ح