هشدار اندیشکده آمریکایی به ترامپ: توهم مهار ایران با جنگ؛ شکست مکرر راهبرد نظامی
یک اندیشکده آمریکایی در گزارشی خطاب به دولت ترامپ، ناکارآمدی گزینه حمله نظامی علیه ایران را مورد سوال قرار داد و تاکید کرد: تجربه دهههای گذشته ثابت کرده است جنگ و حمله به زیرساختها نه تنها به مهار پایدار جمهوری اسلامی نمیانجامد، بلکه چرخه بیپایان تنش و بازسازی توانمندیهای راهبردی ایران را بازتولید میکند.
به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) در حالی که طی دهههای گذشته ایران جایگاهی محوری در ادراک تهدید اسرائیل داشته، تحولات ماههای اخیر بار دیگر این پرسش را در محافل تحلیلی داخلی آمریکا مانند برخی اندیشکده و مراکز بازاندیشی مطرح کرده است که آیا تکیه مکرر بر ابزار نظامی میتواند به مهار پایدار ایران منجر شود یا صرفاً چرخهای از تنشهای دورهای را بازتولید میکند.
به نقل از اندیشکده استیمسون سنتر Stimson Center، در ساختار امنیتی اسرائیل، ایران همواره به عنوان مهمترین چالش راهبردی بلندمدت تلقی شده است؛ برداشتی که در میان دولتهای مختلف اسرائیل از چپ تا راست، اجماعی کمسابقه ایجاد کرده است. با این حال، برخی تحلیلگران معتقدند استحکام این اجماع ممکن است مانع از طرح پرسشهای بنیادین درباره حدود کارآمدی قدرت نظامی و پیامدهای تشدید تنش شود.
شش ماه پس از آنکه مقامهای اسرائیلی اعلام کردند درگیری اخیر با ایران توانسته تهدیدات تهران را بهطور قابل توجهی تضعیف کند، گزارشها از بازسازی برنامههای هستهای و موشکی ایران حکایت دارد. به باور ناظران، تجربه دورههای پیشین نشان داده بازدارندگی حاصل از عملیاتهای نظامی، اغلب موقتی بوده و به تغییرات ساختاری در رویکرد راهبردی ایران منجر نشده است.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، طی سالهای گذشته همواره بر لزوم اعمال فشار مستمر بر ایران تأکید کرده است. از منظر وی، تضعیف زیرساختهای هستهای و موشکی ایران حتی اگر به حل فوری رقابت منطقهای نینجامد، دستاوردی راهبردی محسوب میشود. با این حال، منتقدان یادآور میشوند که تهران برنامه هستهای و توان موشکی خود را بخشی از امنیت و بازدارندگی نظام میداند و فشار خارجی در مواردی به تقویت جریانهای تندرو انجامیده است.
در داخل اسرائیل، فضای بحث عمومی درباره اثربخشی بلندمدت عملیاتهای نظامی محدود ارزیابی میشود. ایران اغلب در چارچوب «تهدیدی وجودی» تصویر میشود؛ روایتی که دامنه گزینههای سیاسی قابل طرح را کاهش میدهد. برخی تحلیلگران میپرسند آیا تکرار درگیریها، با توجه به هزینههای انسانی، اقتصادی و امنیتی، متناسب با دستاوردهای راهبردی حاصل از آن است؟
در جریان درگیری ۱۲ روزه ژوئن گذشته، ایران همچنان به شلیک موشک ادامه داد؛ رخدادی که به گفته ناظران نشان داد غافلگیری تاکتیکی لزوماً به تغییر فوری محاسبات طرف مقابل منجر نمیشود.
این مساله فقط به اسرائیل محدود نمیشود و برای ایالات متحده نیز پیامدهایی دارد. هرگونه اقدام نظامی گسترده علیه ایران میتواند با تبعاتی همچون گسترش درگیری در منطقه، اختلال در بازار انرژی و فعال شدن متحدان منطقهای تهران همراه باشد.
در عین حال، کارشناسان این مرکز تأکید میکنند حملات هوایی میتواند توسعه زیرساختها را به تأخیر اندازد، اما دانش فنی را از بین نمیبرد و امکان بازسازی وجود دارد. از این رو، برخی تحلیلگران پیشنهاد میکنند راهبردی متنوعتر شامل دیپلماسی، موازنه منطقهای و بازدارندگی هدفمند، در کنار فشار، میتواند نتایج پایدارتری به همراه داشته باشد.
با وجود این، به نظر میرسد اجماع سیاسی گسترده در اسرائیل درباره اولویت مقابله با ایران فارغ از نتایج انتخابات آینده همچنان پابرجا بماند و بر آستانه ریسکپذیری و نحوه مواجهه این رژیم با ایران در سالهای پیشرو تأثیرگذار باشد.
انتهای پیام /ی.ح
صفحات اجتماعی
اینستاگرام تلگرام توییتر آر اس اس