qodsna.ir qodsna.ir

راهبرد وحدت ساحات
و نظم نوین منطقه‌ای

«علیرضا عرب»

 

خبرگزاری قدس (قدسنا)، از بزرگترین دستاوردهای جنگ ایران ( جنگ 40 روزه/ رمضان)، اولا تقویت روزافزون اتحاد استراتژیک اضلاع محور مقاومت به ویژه حزب الله با ایران است و ثانیا شکل گیری معادله محدود کننده جدیدی که به موجب آن تهاجم اسرائیل به لبنان و حزب الله منجر به واکنش مستقیم ایران و حمله به اسرائیل خواهد شد

 

ایران به وضوح بر پیوند دادن هرگونه توافق آتش‌بس دائمی بین ایران و آمریکا به آتش‌بس در لبنان تاکید و اصرار کرده است و نقض آتش‌بس بین ایران و امریکا در هر جبهه‌ای، از جمله لبنان، را به عنوان نقض توافق در همه جبهه‌ها تلقی خواهد شد.

 

 این دو تغییر راهبردی در مناسبات اضلاع محور مقاومت، سبب تثبیت و استحکام استراتژی "وحدت ساحات" و محدود کردن آزادی عمل اسرائیل و عملیات ارتش رژیم صهیونیستی در محیط راهبردی پیرامونی خودش به ویژه در لبنان شده است.

 

همچنین طی جنگ ایران(رمضان) ، و با پیوستن حزب الله لبنان و حشد الشعبی عراق به جنگ در کنار ایران در مقابل اسرائیل و امریکا ، نقش و جایگاه محور مقاومت و به ویژه حزب الله لبنان و حشد الشعبی عراق در دکترین امنیتی ایران ارتقاء یافت.

 

در مقابل ، ایران نیز مصرانه متعهد شده است که درهرگونه توافق آتش بس دائمی با آمریکا در سراسر جغرافیای مقاومت و به ویژه در جبهه لبنان نیز آتش بس برقرار شود.

 

جلوه ای بارز از تعهد ایران به استراتژی "وحدت ساحات" و به متحد راهبردی اش حزب الله را می توان در حملات ایران به اسرائیل در ۷ ژوئن۲۰۲۶م(۱۷خرداد۱۴۰۵)، پس از حملات اسرائیل به بیروت، به خوبی  مشاهده کرد.

 

بنابراین در دوره پسا جنگ ایران( جنگ رمضان/چهل روزه) نظم منطقه ای جدیدی  با محوریت ایران و با توجه به موارد زیر شکل خواهد گرفت:

 

-هویت توفنده ، بی رقیب و پیش بینی ناپذیر نوین ایران

 

- اعمال حاکمیت نوین ایران بر تنگه هرمز

 

-تحکیم و تثبیت استراتژی "وحدت ساحات" و تقویت روز افزون اتحاد استراتژیک اضلاع محورمقاومت با ایران

 

 

در تشدید تنش مجدد اخیر در لبنان در ماه مه ۲۰۲۶ ترامپ جلوی نتانیاهو را برای حمله به بیروت گرفت که نشانگر تثبیت استراتژی "وحدت ساحات" به ویژه میان ایران و حزب الله است.

 

این معادله جدید در کنار اعمال محدودیت ناوبری در تنگه هرمز و حملات موشکی و پهبادی ایران به پایگاه های امریکا و زیر ساخت های کشورهای عرب در خلیج فارس مکمل یکدیگر به حساب می آیند و هویت توفنده ،غیر قابل پیش بینی جدید ایران را خلق کرده اند.

 

 این تحولات میدانی و ظهور هویت توفنده جدید ،  اعتماد به نفس ایران را در دوره پساجنگ، بیش از پیش تقویت خواهد کرد.

 

در دوره پساجنگ، توازن قوا به نفع ایران تغییر کرده و موقعیت راهبردی ایران دگرگون شده است فلذا ایران می تواند ابتکار عمل را به دست گرفته  و به خلق قواعد جدید در عرصه خلیج فارس و منطقه اقدام کرده و آنها را به امریکا و اسرائیل تحمیل کند.

 

مقام معظم رهبری آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای نیز در نخستین پیام خود مورخ ۲۱ اسفند ۱۴۰۴ ، محور مقاومت را مهم‌ترین دایره سیاست خارجی ایران وجزئی جدایی‌ناپذیر از ارزش‌های انقلاب اسلامی معرفی کردند.

 

در رویکرد استراتژیک ایران، محور مقاومت باید به نحوی همه جانبه مورد حمایت قرار گرفته و استراتژی "وحدت ساحات" نیز باید تقویت و تثبیت شوند و این ها از اولویت های اول سیاست خارجی کشور محسوب می شود.

 

 در راستای شکل گیری و ایجاد نظم نوین منطقه ای مطلوب ایران، اضلاع مقاومت نقش بی بدیل و منحصر بفردی ایفا خواهند کرد.

 

اهمیت راهبردی اضلاع مقاومت و به ویژه حزب الله لبنان از دو بعد ملی(ایرانی) و منطقه ای، به عنوان یک جزء اصلی دکترین امنیت ملی ایران و تحت چهار چوب محور مقاومت به عنوان عناصر اصلی منسجم ترین و متحد ترین محور نظامی ،امنیتی و سیاسی  منطقه  در مقابل امریکا و متحدینش به نحوی روز افزون افزایش خواهد یافت.

 

به عبارتی دقیق تر هر یک از اضلاع محور مقاومت دارای دو بعد مکمل و هم افزا هستند یعنی در کشور خود نقش داخلی ایفا خواهند کرد و در منطقه غرب آسیا و جغرافیای مقاومت در قالب "محور مقاومت" و  راستای استراتژی "وحدت ساحات" در کنار یکدیگر به نحوی هم افزا ، متحد و پیش رونده به ایفای نقش منطقه ای خواهند پرداخت .

 

هر یک از اضلاع مقاومت یکی از ارکان و ستونهای اصلی معماری بازدارندگی منطقه ای و نظم نوین منطقه ای ضد استکباری محسوب می گردند.

 

لذا در دوران پسا جنگ در یک اتحاد راهبردی متقابل و هم افزا ، هر تهدیدی علیه ایران از سوی ارکان و اضلاع محور مقاومت یک تهدید مشترک محسوب می شود و هر تهدیدی علیه ارکان و اضلاع مقاومت به ویژه حزب الله لبنان نیز از سوی ایران به عنوان تهدیدی علیه توازن قوای منطقه‌ای و معماری و نظم نوین منطقه ای مورد نظر ایران محسوب می شود و لذا رفع تهدید مزبور یک ضرورت استراتژیک به حساب می آید.

 

طبعا و منطقا حمایت ایران از اضلاع مقاومت و به ویژه حزب‌الله لبنان، در چهار چوب ایجاد معماری نوین منطقه ای ، ارتقاء امنیت و بازدارندگی منطقه ای و در راستای تقویت و تثبیت استراتژی "وحدت ساحات" در حوزه‌های سیاسی، نظامی، امنیتی، اقتصادی،رسانه‌ای و دیپلماتیک ادامه خواهد یافت.

 

در چهار چوب "نظم نوین منطقه ای" پسا جنگ( جنگ چهل روزه) و در راستای معماری جدید منطقه ای مورد نظر ایران ، تحولات سیاسی ، نظامی ، امنیتی و اجتماعی در سراسر جغرافیای مقاومت به ویژه در لبنان و یمن صرفا یک بحران و موضوع داخلی محسوب نمی شود بلکه در چهار چوب یک مبارزه گسترده‌تر با آمریکا و متحدینش بر سر شکل‌دهی به نظم منطقه‌ای جدید در میان مدت و بلند مدت در غرب آسیا در نظر گرفته خواهد شد.

 

یکی از بزرگترین درس های راهبردی ایران از جنگ اخیر(ایران/ رمضان/چهل روزه) ، حمایت همه جانبه و تمام قد از تمامی اضلاع مقاومت به ویژه حزب الله لبنان و انصار الله یمن در چهار چوب "محور مقاومت" و در راستای استراتژی " وحدت ساحات" است.

 

لازم به ذکر است که اضلاع مقاومت به ویژه حزب الله لبنان و انصار الله یمن ، متحدین استراتژیک و ارکان اصلی توازن قدرت منطقه ای ایران محسوب می شوند و باید مورد حمایت تمام و کمال قرار گیرند.

 

اضلاع مقاومت  به ویژه حزب الله و انصار الله و استراتژی "وحدت ساحات" در چهار چوب دکترین امنیتی ایران، یک دارایی استراتژیک که سبب تضعیف و تحدید اسرائیل و ارتقاء بازدارندگی مقابل آمریکا و متحدینش می شوند به حساب می آیند.

 

لذا در دوران پسا جنگ( جنگ ایران/ رمضان)، منطقا و طبعا به احتمال فراوان روابط استراتژیک میان ایران و گروه های مقاومت بر اساس ارزشها و منافع مشترک بیش از پیش تحکیم و تعمیق خواهد یافت.

 

البته باید از محدودیت های محور مقاومت نیز درک واقع گرایانه ای کسب کرد.

 

ایران دارای نفوذ عمیق ، منحصر بفرد و قابل توجهی در میان اضلاع محور مقاومت است اما دارای کنترل کامل و دائم بر اضلاع مقاومت نیست.

 

 بعد از ترور و شهادت حاج قاسم سلیمانی -که چالشی بزرگ برای محور مقاومت ایجاد کرد- فرایند تمرکز زدایی به نحو فزاینده ای میان اضلاع مقاومت با ایران تقویت شده است.

 

همچنین بعد از شهادت حاج قاسم ، دبیر کل فقید حزب الله لبنان "سید حسن نصرالله" با توجه به آشنایی عمیق با رژیم صهیونیستی و نفوذ بی رقیب در تهران ، نقش مهمتر و بیشتری در اداره محور مقاومت ایفا کرد.

 

ایران علی رغم نقد و بررسی نقاط ضعف محور مقاومت و رفع آنها ، اما حمایت از محور مقاومت را با توان هرچه بیشتر ادامه داد و به ویژه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در بازسازی و احیاء حزب الله لبنان بعد از خسارات سخت و تلفات  تلخی که از حملات اسرائیل متحمل شد ، نقش کلیدی ایفا کرد.

 

 پیوستن حزب‌الله به ایران در جنگ چهل روزه(ایران/رمضان) ، در روز دوم جنگ‌ مورخ مارس ۲۰۲۶(۱۱اسفند ۱۴۰۵) و تغییر توجه نیروی هوایی اسرائیل از ایران به سمت جنوب لبنان و الجلیل بار دیگر بر موثر بودن اضلاع مقاومت و به ویژه حزب الله لبنان در چهارچوب محور مقاومت و در راستای استراتژی بازدارندگی منطقه ای ایران موسوم به "عمق استراتژیک"  تاکید موکد کرد.

 

پیوستن اضلاع مقاومت به ایران آن هم در میانه یک جنگ سخت و تعیین کننده ، نشانگر اهمیت پایدار و استراتژیک محور مقاومت و بیانگر تعهد راستین  آنها  به محور مقاومت و ایران   محسوب می شود.

 

اضلاع تشکیل دهنده محور مقاومت،  به عنوان یک ساختار سلسله مراتبی تحت فرماندهی و کنترل مستقیم ایران عمل نمی کنند بلکه گروه های مقاومت در جغرافیاهای خاص خود بر اساس ارزشها و منافع مشترک به یکدیگر و به ایران متصل شده و محور مقاومت را شکل داده اند و این ویژگی منحصر بفرد دیگر محور مقاومت محسوب می شود.

 

 این ویژگی های غیر قابل انکار محور مقاومت است فلذا باید در وهله اول ویژگی های مزبور را به رسمیت شناخت و در وهله دوم در راستای مدیریت آنها جهت تحکیم و تقویت محور مقاومت در سطح منطقه اقدام کرد.

 

با توجه به مواضع مقام معظم رهبری آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای و سایر مقامات عالیرتبه نظامی و سیاسی ایران حمایت همه جانبه از «محور مقاومت» و تقویت و تثبیت استراتژی "وحدت ساحات" بلا شک از اصول راهبردی و بنیادین سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران محسوب می شود.  به احتمال فراوان در چشم انداز نزدیک و در دوره پسا جنگ ، اتحاد راهبردی ایران با اضلاع محور مقاومت به ویژه حزب الله لبنان به نحو روز افزون تقویت خواهد شد.

 

انتهای پیام/م.ت


| شناسه مطلب: 418494