یکشنبه ۷ تیر ۱۴۰۵ 
qodsna.ir qodsna.ir

شکست رژیم صهیونیستی در جبهه‌های ایران و لبنان چه تأثیری بر غزه خواهد گذاشت؟ (یادداشت تحلیلی)

به نظر نمی‌رسد وضعیت کنونی غزه، چه در عرصه میدانی و چه از نظر انسانی، به سمت ثبات حرکت کند؛ به‌ویژه آنکه بنیامین نتانیاهو در آستانه انتخاباتی قرار دارد که اواخر اکتبر (مهرماه 1405) برگزار شود، نه تمایلی به برقراری آتش‌بس دارد و نه به دستیابی به یک توافق سیاسی.

 

به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) وسام ابوشماله در یادداشتی در وبسایت المیادین، با بررسی تحولات اخیر، معتقد است چشم‌انداز غزه همچنان بی‌ثبات و پرتنش خواهد بود. به باور او، ناکامی دولت بنیامین نتانیاهو در دستیابی به اهداف خود در جبهه‌های ایران و لبنان، همراه با ملاحظات انتخاباتی داخلی، فشار جریان راست افراطی و رویکرد ارتش اسرائیل، احتمال ازسرگیری عملیات گسترده نظامی در غزه را افزایش داده است.

متن یادداشت ابوشماله به شرح زیر است:

 

از زمان اعلام آتش‌بس در اکتبر سال گذشته، ماشین جنگی رژیم صهیونیستی علیه غزه هرگز متوقف نشده است. درگیری نظامی در جبهه‌های ایران و لبنان نیز مانع از ادامه سیاست ترورهای هدفمند، حملات کور و عمدی به غیرنظامیان و کشتار بیش از هزار فلسطینی طی هشت ماه گذشته نشد. این در حالی است که طرف فلسطینی، به گفته نویسنده، به توافق آتش‌بس پایبند ماند و از پاسخ‌گویی نظامی خودداری کرد تا از بازگشت جنگ فراگیر و موج جدید آوارگی جلوگیری کند.

 

در جریان جنگ در جبهه‌های ایران و لبنان، رژیم صهیونیستی به تشدید حملات متمرکز علیه غزه بسنده کرد و هم‌زمان، با پیشروی تدریجی در مناطقی که بر اساس توافق آتش‌بس خارج از کنترلش بود، دامنه اشغال را گسترش داد. بر اساس این گزارش، اکنون نزدیک به ۷۰ درصد نوار غزه در اشغال قرار دارد و حدود دو میلیون فلسطینی در نوار ساحلی باریکی به وسعت کمتر از ۱۵۰ کیلومتر مربع محصور شده‌اند و از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی محروم هستند.

 

با وجود این، دولت رژیم صهیونیستی تاکنون تصمیمی برای ازسرگیری جنگ در همان ابعاد و شدت پیش از توافق آتش‌بس نگرفته است؛ هرچند تهدید به آغاز دوباره جنگ هرگز متوقف نشده و پس از امضای تفاهم‌نامه میان ایران و ایالات متحده، به شکل محسوسی افزایش یافته است.

 

ائتلاف حاکم و جریان راست رژیم اشغالگر نیز خشم خود را از توافق واشنگتن و تهران که بدون هماهنگی با بنیامین نتانیاهو حاصل شد، پنهان نکرده‌اند. در مقابل، احزاب مخالف این توافق را به ابزاری برای حمله به نتانیاهو تبدیل کرده و او را مسئول «شکست راهبردی اسرائیل» دانسته‌اند. از نگاه مخالفان، نتانیاهو نتوانسته دستاوردهای نظامی اسرائیل در رویارویی با محور مقاومت را به موفقیت سیاسی تبدیل کند، زیرا استمرار جنگ را به دلایل حزبی و شخصی ترجیح داده است. این وضعیت، در کاهش محبوبیت نخست‌وزیر و افت جایگاه ائتلاف حاکم در نظرسنجی‌ها نیز بازتاب یافته است.

 

عوامل مؤثر بر سیاست آینده رژیم صهیونیستی در قبال غزه

 

۱. موضع نهاد نظامی

 

فرماندهی ارتش رژیم صهیونیستی بر حفظ کنترل امنیتی بر غزه اتفاق‌نظر دارد و راهبرد خود را بر پیشگیری از شکل‌گیری تهدیدهای جدید استوار کرده است. از همین رو، ارتش با استناد به ضرورت حذف تهدیدهای باقی‌مانده، خود را ملزم به اجرای کامل آتش‌بس نمی‌داند.

 

فرماندهان نظامی معتقدند توان رزمی گروه‌های مقاومت به‌شدت کاهش یافته، اما این گروه‌ها در حال بازسازی نیروها، آموزش و تجهیز مجدد هستند. از نگاه آنان، تا زمانی که مسئله خلع سلاح مقاومت حل نشود، مأموریت ارتش در غزه پایان نیافته و همین موضوع می‌تواند توجیهی برای ازسرگیری جنگ باشد.

 

همچنین فرماندهی منطقه جنوبی ارتش بر این باور است که نبرد باید با تسلط کامل بر طرف فلسطینی پایان یابد. ارتش اشغالگر برای مناطق مرکزی غزه که پیش‌تر وارد عملیات زمینی در آنها نشده بود و نیز برای تکمیل عملیات در شهر غزه، طرح‌های نظامی آماده دارد. از دید محافل نظامی، در صورت آغاز دوباره جنگ، عملیات آسان‌تر خواهد بود؛ زیرا دیگر اسیران اسرائیلی در غزه حضور ندارند و شمار زیادی از فرماندهان مقاومت نیز کشته شده‌اند.

تغییرات اخیر در ساختار فرماندهی ارتش، تحت تأثیر مستقیم نتانیاهو و وزیر جنگ او، اسرائیل کاتس، انجام شده و از ملاحظات سیاسی نیز خالی نیست.

 

۲. موضع ائتلاف حاکم و راست افراطی

 

گرایش‌های ایدئولوژیک راست افراطی یکی از عوامل اصلی تصمیم‌سازی در رژیم صهیونیستی است. این جریان شرایط کنونی را فرصتی تاریخی برای پایان دادن به منازعه با فلسطینیان، تثبیت برتری منطقه‌ای و حذف تهدیدهای خارجی می‌داند.

 

از نگاه احزاب راست افراطی، اهداف راهبردی آنها در غزه هنوز محقق نشده است؛ اهدافی که شامل کوچ اجباری دست‌کم یک میلیون فلسطینی، شهرک‌سازی در غزه و برقراری حکومت نظامی اسرائیل می‌شود. به همین دلیل، این احزاب با نزدیک شدن به پایان دوره دولت، برای ازسرگیری جنگ فشار وارد می‌کنند.

 

۳. موضع بنیامین نتانیاهو

 

رویکرد نتانیاهو نسبت به غزه تابع مجموعه‌ای از ملاحظات داخلی و خارجی و نیز ارزیابی او از منافع احتمالی بازگشت جنگ است.

نتانیاهو در تحقق هدف خود برای حذف «تهدید وجودی» ایران ناکام مانده، نتوانسته دونالد ترامپ را به ازسرگیری جنگ با ایران متقاعد کند، موفق به جلوگیری از توافق تهران و واشنگتن نشده و همچنین نتوانسته پیوند میان جبهه‌های مختلف را از بین ببرد؛ زیرا ایران، در توافق با آمریکا بر ارتباط جبهه‌ها، به‌ویژه جبهه لبنان، تأکید کرده است.

 

افزون بر این، تعهدات ناشی از آتش‌بس در لبنان و لزوم عقب‌نشینی از مناطق اشغالی نیز بر موقعیت سیاسی نتانیاهو اثر گذاشته است. کاهش محبوبیت او، افت جایگاه حزبش در نظرسنجی‌ها و سرد شدن روابط با ترامپ، از دیگر عواملی است که بر رأی‌دهندگان اسرائیلی تأثیر گذاشته است؛ به‌ویژه آنکه نتانیاهو امیدوار بود روابط نزدیکش با ترامپ برگ برنده‌ای در انتخابات آینده و سپری در برابر پرونده‌های قضایی‌اش باشد.

 

در مجموع، کاهش محبوبیت نتانیاهو، تلاش او برای حفظ اکثریت ۶۱ کرسی در کنست، ناکامی در جبهه‌های ایران و لبنان، فشار راست افراطی و دیدگاه ارتش، همگی او را به سمت ازسرگیری جنگ در غزه سوق می‌دهند.

 

۴. موضع ایالات متحده

 

سیاست آمریکا در قبال غزه تحت تأثیر چند عامل قرار دارد:

 

اغلب کشورهای خاورمیانه ــ به استثنای رژیم اشغالگر ــ خواهان کاهش تنش‌ها هستند؛ زیرا پیامدهای جنگ با ایران، خطر گسترش درگیری منطقه‌ای و آثار اقتصادی آن را جدی می‌دانند. این کشورها معتقدند مسیر دیپلماسی می‌تواند به توقف جنگ در همه جبهه‌ها، از جمله غزه، منجر شود و ازسرگیری جنگ، مذاکرات با ایران را نیز با خطر مواجه خواهد کرد.

 

واشنگتن نگران است که آغاز دوباره جنگ در غزه، توافق با ایران را تضعیف کرده و آمریکا را بار دیگر درگیر جنگی طولانی با ایران و متحدانش کند. هم‌زمان، افزایش مخالفت‌های داخلی با جنگ و کاهش محبوبیت ترامپ نیز بر این ملاحظات اثرگذار است.

از منظر شخصی، ترامپ پایان جنگ غزه و تشکیل «شورای صلح» به ریاست خود را یکی از مهم‌ترین دستاوردهای دیپلماتیکش معرفی کرده و هرگونه شکست در این زمینه را ضربه‌ای به اعتبار دیپلماسی دولتش می‌داند.

اظهارات ترامپ حاکی از آن است که او دیگر غزه را تهدیدی برای اسرائیل تلقی نمی‌کند و تمایلی به دادن چراغ سبز برای آغاز دوباره جنگ ندارد؛ زیرا انتشار تصاویر کشتار، ویرانی و گرسنگی در غزه، آن هم در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، می‌تواند به زیان حزب جمهوری‌خواه تمام شود.

 

افزون بر این، تقریباً همه کشورهای جهان ــ به استثنای رژیم صهیونیستی ــ خواهان مهار بحران‌ها و تقویت دیپلماسی هستند، زیرا ادامه جنگ‌ها را تهدیدی برای اقتصاد، ثبات و امنیت بین‌المللی می‌دانند.

با این حال، تنها عاملی که ممکن است ترامپ را به دادن چراغ سبز برای حمله گسترده به غزه وادارد، فشار جریان‌های حامی رژیم صهیونیستی در حزب جمهوری‌خواه است. اگر این جریان بتواند ترامپ را متقاعد کند که پس از توافق با ایران و تحمیل آتش‌بس در لبنان، باید با حمایت از عملیات گسترده در غزه از نتانیاهو دلجویی کند، احتمال تغییر موضع رئیس‌جمهور آمریکا وجود خواهد داشت.

 

با توجه به مواضع بازیگران مختلف، چشم‌انداز غزه در کوتاه‌مدت نه از نظر امنیتی و نه از نظر انسانی نویدبخش ثبات نیست. از دید او، نتانیاهو در آستانه انتخابات اکتبر علاقه‌ای به کاهش تنش یا دستیابی به توافق ندارد و شکست‌هایش در جبهه‌های ایران و لبنان، احتمال بازگشت جنگ گسترده در غزه را افزایش داده است. هدف چنین جنگی می‌تواند تحمیل الگوی امنیتی و سیاسی مورد نظر رژیم اشغالگر در غزه، جبران ناکامی نتانیاهو در جلوگیری از توافق ایران و آمریکا، بهبود موقعیت انتخاباتی او و جلب رضایت شرکای راست‌گرای ائتلاف حاکم باشد.

 

تنها عامل بازدارنده جدی در برابر آغاز دوباره جنگ، تصمیم دونالد ترامپ و تمایل او به حفظ ثبات منطقه است؛ هرچند احتمال می‌دهد که ترامپ در نهایت تحت فشار جریان‌های حامی رژیم صهیونیستی در حزب جمهوری‌خواه، نسبت به حمله‌ای جدید به غزه با این استدلال که گروه‌های فلسطینی حاضر به خلع سلاح نیستند، چشم‌پوشی کند.

 انتهای پیام/ م.ر


| شناسه مطلب: 418752







نظرات کاربران

فیلم

خبرگزاری بین المللی قدس


خبرگزاری بین المللی قدس

2017 Qods News Agency. All Rights Reserved

نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.